Preview | Assassin's Creed III
The Sims 3: Showtime
Review |  ScaryGirl
Blood & Glory - not rated
Hitman: Absolution

Preview | Assassin's Creed III

Assassin’s Creed III نسخه ی پنچم از سری بازی های Assassin’s Creed به شمار میرود . با توجه به این که این بازی به طور رسمی برای کنسول های PlayStatio...

The Sims 3: Showtime

The Sims 3: Showtime مسلما The Sims که در سال 2008 منتشر شد از آن دست بازی هایی بود که تا آن زمان دیده نشده بود . به دلیل سبک متفاوت نیز صدای بسیار...

Review | ScaryGirl

اگر Im Burton و Tim Schafer میخواستند با هم تصمیم به ساخت بازی ای بگیرند و بگویند " حاجی ، میاید یک بازی ای بسازیم ؟!" به احتمال بالا همین S...

Blood & Glory - not rated

 نقد و بررسی Blood & glory - not rated Android مقدمه شاید از خودتان با خواندن اسم بازی پرسده باشده باشید که منظور از not rated چیست؟ این بازی...

Hitman: Absolution

سری Hitman از جمله بازی های سبک مخفی کاری و سوم شخص است که تا کنون توانسته اکثر طرفداران سبک مخفی کاری را راضی نگه دارد. تا امروز چهار نسخه از...
 Avatar The Game 
امتیاز نویسنده
7.0
امتیاز کاربر
7.4
مجموع امتیاز
7.2
رای شما:
N/A
تاريخ عرضه:

نکات مثبت
  • پشتیبانی از حالت 3D
  • گرافیک هنری قوی
نکات منفی
  • کنترل ضغیف
  • دوربین نامناسب
  • هوش مصنوعی نا امید کننده
  • خسته کننده
  • گرافیک تکنیکی ضعیف
  • صدا گذاری ضعیف
اطلاعات سازنده
  • تولید کننده: Ubisoft Montreal
  • ناشر: Ubisoft
اطلاعات بازی
  • تعداد بازیکن: 4
  • رده بندی سن: 13 + سال
تولید کننده: Ubisoft Montreal


Avatar The Game

داستان کلی Avatar حول محور داستان فیلم سینمایی این عنوان می گردد. از یک طرف موجوداتی شبیه انسان، (از نژاد ناوی ها) که در صلح و آرامش در حال زندگی کردن هستند و از طرفی انسان نماهایی دیگر، مانند همیشه برای احتیاج های بی پایان خودشون و تامین خواسته ها و آرزوهای خود بدون هر گونه فکری می کشند و از بین می برند. آنها بر سر ناوی ها هم همین بلا را می آورند و برای به دست آوردن ذخایر زیر زمینی ای به نام Unobtainium که حتی خود ناوی ها هم از آنها خبر ندارند هر کاری می کنند. به همین دلیل به سیاره پاندورا هجوم برده و برای تصرف محل زندگی آنها از هرگونه تلاشی کم نمی گذارند.

اولین چیزی که در بازی توجه کسانی که فیلم را دیده اند جلب می کند زخمی نبودن کارکتر اصلی است. این موضوع اول بازی شاید برای شما عجیب باشد. اما با گذشت زمان و عبور از مراحل می فهمید که بازی در بسیاری از جهات با فیلم فرق دارد.

قرمز یا آبی؟

بعد از بازی Matrix این موضوع بارها در مقابل ما ظاهر شده است هر چند در این بازی به شکل یک انتخابی که در دستان شما است در بازی گنجاده شده است. انتخاب ناوی بودن و یا انسان بودن ، هر گروه دارای امکاناتی برای خود است که در زیر به آنها میپردازیم.
زمانی که انسان ها رو انتخاب می کنید صاحب روبات ها و اسلحه ها و Flamethrower (آتش پخش کن) می شوید. یعنی روبات ها، هلکوپتر ها و ماشین ها حرف اول را می زنند. زمانی که به ناوی ها را در بخش قرمز و آب انتخاب می کنید، بجای هلیکوپتر صاحب پرنده و سایر امکانات ناوی ها می شوید. البته ناوی ها در کنار استفاده از سلاح ها میتوانند از خاصیت جنگ تن به تن و نزدیک استفاده کنند.

سلاح هایی که برای مبارزه نزدیک استفاده می شود سود آنچنانی ندارند. هر چند از پای درآوردن دشمنان در حالت تن به تن آسان است؛ اما در درجه "Normal" برای از بین بردن دشمنان کاری سختی را در پیش خواهید داشت. در صورت انتخاب ناوی ها به شما قدرت هایی داده می شود. از این قدرت ها می توان به "Berserker Generic Regenerator" و "Ultrasonic Repulsor" اشاره کرد که قدرت دویدن و سلامتی را افزایش می دهند و یا قابلیت نامرئی شدن را در دستور کار شما قرار می دهند. در ضمن در بازی گیاهان مختلفی وجود دارند که با از بین بردن آنها می توانید امتیازات لازم برای ارتقا قدرت خود را بدست آورید.
گیم پلی به اینجا خلاصه نمی شود و هر لحظه اتفاقات خاصی در طول مسیر رخ می دهند. به طول مثال در هنگام دویدن در جنگل ناگهان توسط گیاهی به داخل زمین کشیده یا با حیوانات مختلفی رو به رو می شوید. بعضی از حیوانات به شما حمله نمی کنند ولی بعضی از آنها هر لحظه امکان دارد از پشت به شما حمله بر شوند. در هر مرحله غول های آخری وجود دارند که باید با آنها مبارزه کنید. درضمن سلاح های مختلفی در بازی گنجانده شده که همین موضوع باعث تنوع پذیر بودن بازی گشته است.
شرکت یوبی سافت در زمینه هوش مصنوعی یکی از بزرگترین شرکت ها به حساب می آید. هرچند در دو بازی Assassin's Creed و FarCry 2 هوش مصنوعی موجود در آنها در حد متوسط به بالا بود اما در بازی های جدید این شرکت شاهد پیشرفت زیاد در این زمینه هستیم. یکی از این موارد شماره دوم Assassin’s Creed و یا بازی Rainbow Six است. به جرئت میتوان گفت بازی Avatar: The Game صاحب یکی از بدترین هوش مصنوعی ها در بین بازی های اخیر شرکت یوبی سافت است. فرضا زمانی که سگ های انسان ها می خواهند به شما حمله کنند گاهی اوقات انگار فراموش می کنند که شما دشمن آنها هستید و بدون هدف در دور و بر شما شروع به حرکت می کنند و یا در هنگام تیر اندازی سربازان دشمن به شما یک دفعه شروع تیراندازی در نقطه ای می کنند که شما اصلا در آن محوطه نیستید. ای کاش مشکلات فقط به همین جا ختم می شد. گاهی بعد از برخورد تیر ها و یا ضربات شما به سربازها، ماشین ها و یا پرنده ها اصلا مشکلی برای دشمنان شما پیش نمی آید و انگار نه انگار که تیری به سمت آنها شلیک کرده اید. فرضا زمانی که با یک Dire Horse از روی سگ ها عبور می کنید انگار یک پروانه از رویشان عبور کرده و هیچ مشکلی برای سگ ها پیش نمی آید. اگر بخواهم یک نمونه دیگر بگویم زمانی که سربازی می خواهد از دری که به صورت اتوماتیک باز می شود عبور کند، نمی تواند و فقط زمانی که ما از در عبور کنیم سرباز مربوطه می تواند مانند ما از در باز شده بگذرد. دیدن اینگونه مشکلات در بازی ای که دو سال از زمان ساخت آن میگذرد واقعا جای تعجب دارد.
متاسفانه گفتن این جمله که در کنار نقاط ضعف بازی نقاط مثبت هم دارد مشکل است.

به جز حالت خطی بازی و ماموریت های ساده، مشکلات کنترل نیز در بازی وجود دارد. در بعضی موارد بازی کردن Avatar تبدیل به شکنجه می شود. فرضا مشکلات دوربین در هنگام بازی با ناوی ها دو چندان می شود. به همین علت کنترل کارکتر در هنگام مبارزه نزدیک سخت است. البته زمانی که در طرف انسان ها هستید زیاد فرقی احساس نمی شود. مدل گیم پلی بازی در طرف انسان ها به نوعی از عنوان Lost Planet برداشته شده است. فقط از مواردی که این دو بازی را از هم جدا می کند مشکل در هدف گیری دشمنان است. مخصوصا این سوال پیش می آید، اسلحه هایی که میتوانند هزاران تیر رو در خودشون جا بدهند چطور فقط به 8 تیر اکتفا می کنند و فقط جمع تیرهای دو اسلحه 8 است.

از اول تا پایان بازی تنها قسمتی که به هیچ وجه خسته کننده نمی شود، محیط زیبای بازی است. بازی های زیادی را تا به امروز عرضه شده اند؛ اما هیچ کدام مانند  Avatar: The Game لذت را در هنگام گشت گذار در محیط های مختلف معنا نمی کنند. سازندگان در زمینه محیط بازی واقعا خوب کار کرده اند. منطقه جنگل شباهت زیادی به طراحی فیلم دارد.

در هنگام انجام مرحله اول شاید به یاد Metroid Prime بیافتید. تنها قسمت مثبت بازی سیاره Pandora است. کشف زیبایی گیاهان و حیوانات اطراف باعث گشت و گذار شما در محیط بازی می شود که به همین خاطر چهل تا پنجاه دقیقه از زمان مرحله اول شما را می گیرد. طراحی محیط بازی همان طور که در بالا گفته شد موفق بوده است البته نباید از نقص های گرافیک بازی گذشت. فرضا زمانی که از روی آب های موجود در بازی گذر می کنید، مشخص نیست اینجا آب وجود دارد یا آسفالت! در کنار اینها طراحی رود ها و برکه ها نیز خوب کار نشده است .

صداگذاری بازی اصلا راضی کننده نیست. متاسفانه سازندگان یادشان رفته چیزی به نام "صدا" هم وجود دارد. موزیک های موجود در بازی نیز در حد متوسطی کار شده اند. صداگذرای سلاح ها و انفجار ها حرفی برای گفتن ندارند. کارکتر های موجود در بازی بسیار بد صداگذاری شده اند و در بعضی مواقع به این علت که حرکت لب های کارکتر ها با دیالوگ ها هماهنگ نشده فقط شاهد تکان خوردن بیهوده ی دهان شخصیت مربوطه هستیم.

اگر بخواهیم بعد از انتخاب یکی از دو گروه ناوی ها و انسان را به حساب بیاوریم. انجام بازی در نقش انسان ها (RDA) و یا ناوی ها در حالت تک نفره جمعا ده تا یازده ساعت وقت نیاز دارد. به جز حالت تکنفره حالت "Capture the Flag" و یا "Death Match " برای بخش چند نفره در بازی گنجانده شده است که البته با وجود بازی های درجه یک موجود در حالت آنلاین فکر نکنیم بخواهید زمان خود رو برای انجام Avatar the Game در حالت چند نفره صرف کنید. اگر سیستم شما از حالت 3D پشتیبانی می کند و می خواهید سیاره پاندورا رو به صورت 3D مشاهده کنید میتوانید بازی Avatar: The Game را خریداری کنید و اگر سیستمی ندارید که از حالت 3D پشتیبانی کند ولی تمام بازی ها رو انجام دادید و واقعا حوصلتان سر رفته است این بازی رو خریداری کنید به غیر از این موارد به هیچ عنوان طرف این بازی نروید زیرا ارزش ندارد.

ما 32 مهمان آنلاین داریم
ایمن شده بوسیله وب سایت جومینا وب سایت جومینا